محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

107

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

دو نيمه شده قبه‌هاى سپر * چو ز انگشت اعجاز قرص قمر ز خون آسياها بگرد از غزا * سپرها شده سنگ آن آسيا سنانها برو كرده سر از عدو * نمايان چو از ساز هندو كدو علمها به گردن فكنده كفن * كه زنهار خواهد ز خونريختن در آن روز آن دو سپاه كينه خواه كارزارى كردند كه سپهر فتنه‌انگيز از كينه - گزارى پشيمان گشت و شعلهء آتش قتال و خونريز بمرتبه‌اى بالا گرفت كه از پرتو التهاب آن كرهء اثير سوخته و دودش از ايوان كيوان برگذشت . خسرو كواكب سيّار بر اورنگ اين نيلى حصار ، با چندين ديدهء ثوابت مانند اين مقاتله در هيچ دور نديده و كوتوال قلعهء پنجم با سپاه انجم ، مثل اين مجادله در هيچ عهد نشنيده . درين وقت ، تاتاريان سبك عنان ، با آن لشكر گران دست از جان شسته بيكبار بر سپاه ظفر پناه حمله آوردند و مانند باد خزان كه برگ رزان را از جاى برانگيزد بصدمات متعاقب ، عساكر نصرت مناقب را از صدر معركه برانگيخته بقلب رسانيدند [ 60 ] و نزديك بود كه پاى ثبات و قرار جنود ظفر شعار متزلزل گردد كه ازين جرأت ناگاه و حركت دور از راه ، نايرهء شجاعت نيران جرأت شاهزاده حمزه مرتبت ، زبانه بر اوج زبانا كشيد . نظم سمندى چو آب روان نرم رو * چو آتش بسوى هوا گرم دو به تندى و گرمى چو برق جهان * بيك گام طى كرده هر دو جهان ، از جاى برانگيخته مانند قلب عاشق كه هنگام نظارهء معشوق طپيدن گيرد ، باضطراب تمام از قلب سپاه خود را بميان معركه انداخت و تكاور را بعزم رزم عنان داده در پيش آن جماعت يأجوج سيرت مانند سدّ سكندر « 1 » پاى وقار در

--> ( 1 ) - م : سكند .